Unknown
آبادان شهری نزدیک خلیج فارس است که بین سه رودخانه و یک دریا واقع شده و یک پالایشگاه بزرگ نفت دارد که تا مدتها بزرگترین پالایشگاه خاورمیانه بود.
درجنگ تحمیلی ، کلا 40 درصد از شهر آبادان تخریب شد.
در طول این سالها ‘بسیاری از مردم در خانه اقوام و فامیلهایشان در دیگر شهر ها پناه گرفتند، و عده کمی از روستائیان به اردوگاه های مخصوص پناهندگان رفتند. در طول این دوره ‘ جمعیتشان افزایش یافت و فرهنگشان تا حدودی تغییر کرد و روی فرهنگ مردم دیگر شهرها هم تا حدودی تأثیر گذاشتند.
بعد از 8 سال که جنگ پایان یافت، بچه ها بزرگ شدند و روستاهایشان را فراموش کردند و عده ای ازدواج کردند و شغل پیدا کردند ‘ دیگر مهاجرت و برگشتنها به آبادان خیلی کم بود.
شهر آبادان بدون جا به جایی و در جای اولیه اش ساخته شد.
قرار بر این شد که بازسازی آبا دان همزمان با جنگ انجام شود که در هنگام جنگ هم نیروها نبودند و در نتیجه از کارهای آسان و تعمیر و مرمت بناها شروع کردند.
هرجا لوله می ترکید‘ به طور موضعی درستش می کردند و در نتیجه هر چه خرج می کردند ‘ نتیجه نمی داد و باید دوباره برای این سیستم هزینه می کردند.
فلکه الفی در دهه 1970
فلکه الفی در سال 1995.غیر از دایره میانی چیزی باقی نمانده است.
پالایشگاه آبادان از نظرتکنولوژی قدیمی بود و به همین دلیل ‘ بعد از جنگ به سرعت بازسازی شد؛ اما ظرفیتش به اندازه قبل نبود‘ (ظرفیتش محدودتر شد.)
بسیاری از جنگزده ها روحیه پرخاشگری داشتند و تحریک پذیر شده بودند و گاهی از خود خشونت نشان می دادند.. چون خیلی از آنها همسر و بچه و خانه و زندگی شان را از دست داده بودند و آینده روشن و امنیت و آسایش و آن چیزی که می توانست به آنها ثبات دهد‘ برایشان وجود نداشت . متأسفانه برای بازسازی روانی جنگزدگان اقدام خاصی صورت نگرفت.
کلا بازسازی جزیره آبادان خیلی خوب نبود. چون برنامه مشخصی نداشت و لکه لکه بازسازی شد.